حقوق خانواده

tfh1368

حقوق خانواده

حقوق خانواده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران    
نگاه به موضوع خانواده و زن از منظر حقوقی, ابعاد و مباحث بسیاری را می طلبد. یکی از مباحث اساسی, بررسی این موضوع در قوانین اساسی کشورهاست. توجه ویژه قانون اساسی جمهوری اسلامی به شخصیت انسانی زن و مسایل زنان و حقوق خانواده, انگیزه ای است برای بررسی و ارزیابی کوتاهی که در این مقاله صورت گرفته است. 
● زمینه بحث 
زن مظهر خلاقیت خداوند و عنصر اساسی در تشکیل خانواده, در طول قرون و در مکاتب و مسلکها و جوامع مختلف, از نظر مقام و موقعیت و معرفی هویت, همواره فراز و نشیبهایی را طی کرده است. گاه تا حد یک کالا تنزل یافته و گاه از آن به عنوان ((آیت)) الهی یاد شده است. نهاد مهم خانواده نیز گاهی در کانون توجه دولتها و تفکرات انسانی بوده و مقام والا و جایگاه رفیع آن در نظر گرفته شده و گاه چنان مورد بی توجهی قرار گرفته که با فرو ریختن بنیانهای آن, جامعه نیز دچار تلاشی شده است. 
اسلام با بیان ارزش واقعی زن و خانواده و اثر وجودی آنها و حفظ کرامت و حقوق خانواده و زن, با تمامی تفکرات ناصواب و فرهنگ جاهلانه در خصوص زن و خانواده به مبارزه برخاست. و خانواده را میدانی برای تجلی استعدادها, توانمندیها و عواطف و احساسات زن قرار داد و در عین حال او را به عنوان عضو موثر جامعه و متمم حیات انسانی, در مسائل فرهنگی, اجتماعی و سیاسی و اقتصادی پذیرفته و در سرنوشت جامعه شریک ساخته است. 
جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی برخاسته از متن اسلام, و معتبرترین سند سیاسی, فرهنگی, اجتماعی, حقوقی و اقتصادی آن یعنی قانون اساسی که منطبق بر موازین اسلام است, نیز توجه و اهتمام خاصی به خانواده, به عنوان واحد بنیادین اجتماع و نیز قشر زنان دارد و یکی از اهداف مهم نظام, افزایش اعتبار و منزلت خانواده و زن است. 
در این نوشته تلاش شده است تا نمایی از حقوق و موقعیت خانواده و زن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ارائه شود. برای این منظور ابتدا به بررسی دلایل توجه ویژه قانون اساسی به خانواده و زن پرداخته, سپس جایگاه خانواده را در قانون اساسی مورد مطالعه قرار داده و پس از آن به تجزیه و تحلیل اصولی پرداخته ایم که به طور مستقیم و غیر مستقیم زن را مورد توجه قرار داده است. 
● دلایل توجه قانون اساسی به خانواده و مقام زن 
نگاهی به گذشته زنان در جامعه ایران, نشان می دهد که گذشته ای بسیار تاریک, مشحون از بی عدالتی نسبت به آنان, تعدی و تجاوز به حقوق مسلم و طبیعی آنان و تنزل روزافزون مقام و منزلت والای انسانی آنها داشته اند. حضرت امام(ره) این گذشته تیره و تاریک را یادآور شده و با اشاره به اینکه در دوره شاه سابق, لاحق, زن مظلوم شد و به اسم اینکه می خواهند زن را آزاد کنند, به زنها ظلمها کردند, و وی را از آن مقام شرافت, معنویت و عزتی که داشت پایین کشیدند و فاسدالاخلاق کردند, از این دوران سیاه یاد می کنند.(۱) 
در این فضای مسموم و تاریک, مجموعه ای از علل و عوامل زمینه های رشد و بالندگی سیاسی, اجتماعی و فرهنگی زنان را از بین برده که با مطالعه تاریخ می توان به مهمترین عوامل اشاره نمود: 
۱) عدم تعریف منطقی از شخصیت زن و در نتیجه عدم ارائه تصویری شفاف از مقام و منزلت زن به عنوان عضوی از جامعه 
۲) برخوردهای ناعادلانه و تبعیضهای ناروای جنسی 
۳) وجود نگرشهای منفی نسبت به زن به گونه ای که زن به عنوان موجودی که در خدمت کار و شهوت مرد است, تلقی می شد. 
۴) عدم نظام مندی و قانونمندی صحیح از وضعیت زنان در جامعه 
۵) وجود تفکر و برخوردهای مردسالارانه و تفوق غیر منطقی مرد در خانه 
۶) الگوپذیری از فرهنگ و آزادیهای غربی, که از زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار آغاز گردید 
۷) عدم اصالت دادن به رسالت و مسوولیت خطیر خانواده ای زن 
۸) نبود ساختارها و قالبهای مناسب برای فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی زنان 
۹) عدم ارائه کامل و دقیق نگرش اسلام در باب مقام و منزلت زن و در نهایت عدم تبیین چارچوب ها و ملاک و معیارهای شریعت اسلام در خصوص رسالت و جایگاه زن. 
با وجود چنین زمینه هایی, قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به منظور احیإ مقام زن و خانواده و نجات از آن وضعیت نابهنجار و رقت بار, با اختصاص اصولی به خانواده و زن, سعی نموده تا زن را از حالت شیء بودن و ابزار کار به عضوی فعال و مسوولیت پذیر در جامعه تبدیل نماید. 
برخورد قانون اساسی با خانواده و زن دو گونه است. برخی از اصول به صورت ویژه به این دو موضوع پرداخته است (اصل ۱۰ و ۲۱) و برخی مربوط به مرد و زن یا مردم و عموم افراد می باشد. 

 

ارسال نظر