طرح نساجي و پارچه بافي

tfh1368

طرح نساجي و پارچه بافي

پارچه / پارچه بافی ـ این مقاله شامل این بخشهاست : 1) پیشینه 2) دستگاههای بافندگی و روشهای بافت 3) ایران 4) مصر 5) شام 6) ان ، رایج بوده است . کتان * ، کنف * ، پنبه * ، ابریشم * از جمله الیافی بودند که برای بافتن پارچه از آنها استفاده می شد. آشوریها در سدة هفتم قبل از میلاد در شمال بین النهرین به تولید ابریشم می پرداختند. هخامنشیها نیز با فراگیری روش تهیة آن از آشوریها، ابریشم را به یونان صادر می کردند. کشف قطعات منسوج ابریشم با منشأ چینی و ابریشم با منشأ پیله های کرم ابریشم وحشی متعلق به سدة پنجم قبل از میلاد در گورهای یونان و شبه جزیرة کریمه ، این مسئله را تأیید می کند. آریستوفان در 411 قبل از میلاد از تن پوشهای بغایت نازک و شفاف به نام لباس مادی یاد می کند (ریاضی ، 1374 ش ، ص 50؛ وولف ، ص 160).

از سدة سوم تا اوایل سدة هفتم میلادی ، بافندگی ایران دارای اعتبار و منسوجات ابریشمی آن به دلیل داشتن نقشهای پرشکوه و رنگهای شفاف ممتاز بود. کشف قطعات متعدد پارچه های ابریشمی و پشمی ایران در ترکستان چین ، ژاپن ، قفقاز، فرانسه ، سوریه ، مصر و ایتالیا این مدعا را ثابت می کند (گیرشمن ، ج 2، ص 229ـ 238). نخستین مدرک متقن از منسوجات نقش دار در نقش برجستة خسرو دوم (حک : 591 ـ 628 میلادی ) در طاق بستان برجای مانده که قدمت آن بیشتر از زمان خود کنده کاریها است (مک داوِل ، ص 153).

نگاره های آمیخته با تصاویر شکارگران و جنگاوران ، تکی یا جفتی ، مورد پسند فرمانروایان صدر اسلام و اروپای قرون وسطا قرار گرفت و میراث ساسانی که عمدتاً مبتنی بر مضمون و مقام پادشاهی و شمایلگری وابسته به آن بود، سراسر جهان اسلام و اروپای مسیحی و چین و ژاپن را فراگرفت و تا پنج قرن پس از انقراض آن سلسله باقی بود (همان ، ص 154).

2) دستگاههای بافندگی و روشهای بافـت . دوک نخ ریسی اولین وسیلة پارچه بافی است که الیاف را به نخ تبدیل می کند. تکامل این وسیله نقش مهمی در پیشرفت فن نساجی داشته و مقدمة پیدایش چرخ نخ ریسی است . یافته های باستان شناسی نشان دهندة استفادة دوک از دورة نوسنگی است . در بسیاری از محوطه های باستانی عصر نوسنگی ایران دوکهای متعددی یافت شده اند. مهری از محوطة چغامیشِ خوزستان متعلق به 3300 ق م زنی را در حال نخ ریسی نشان می دهد (باربر، ص 57).

دستگاه بافندگی وسیلة بعدی است که تاریخ ابداع آن به اوایل هزارة چهارم قبل از میلاد می رسد. بر روی مهری که از شوش به دست آمده است ، دو نفر در کنار دستگاه بافندگی نقش شده اند که نشان دهندة وجود این حرفه در آغاز عصر شهرنشینی است (همان ، ص 83). این دستگاه یکی از دست آوردهای تاریخ تمدن است که تمدنهای ایران ، چین ، سوریه و مصر در تکامل آن سهم بسزایی داشته اند. کار دستگاه بافندگی درهم تنیدن تار با پود است . دستگاه بافندگی تارها را به حالت کشیده نگاه می دارد تا پودها را بدان ببافند. نخستین بافتة یافته شده از تپة یحیی در کرمان ، متعلق به هزارة پنجم قبل از میلاد و از نخهایی است که از الیاف حیوانی به دست آمده اند (همان ، ص 132).

ایجاد طرح و نقش بر روی پارچه نیاز به ابزار و مهارتهای فنی داشت . به احتمال زیاد، بافت پارچه های طرح دار به شکل طرح دوپودی در جنوب و غرب ایران در حدود دوهزار سال قبل از میلاد رایج شده بود. در این روش دو پود باهم و در یک سازمان به کار می رفتند، یکی برای بافت ساده و دیگری برای جایی که لازم بود طرح بر روی پارچه آورده شود. این روش شکل ساده ای از پارچة مرکب است (وولف ، ص 155). کمی بعد از ایران ، در چین نوعی بافت رایج شد که اصطلاحاً به آن تار طرح مرکب می گویند. در این روش دوتار با رنگهای متضاد به کار می رفت و قسمتی از هر تار طبق طرح روی پارچه آورده می شد و بدون آنکه تارها درهم با هم بافته شوند پود از بین دو تار عبور می کرد، و بافت پود دیگر مانند بافت ساده بود که در یک زمان با هر دو تار درهم می شد (همانجا). در آغاز عصر مسیحیت روش دیگری در بافت تار طرح مرکب در چین ابداع شد. این روش با روش قبلی اندکی تفاوت داشت ، بدین صورت که تار نگهدارنده در پود، جناغی بافته می شد و تار طرح روی آن آزاد بود. در این نوع بافت ، پارچه در قسمت تارهای آزاد و شناور اطلس نما می شد و بقیة پارچه زمینة جناغی متضاد پیدا می کرد (همان ، ص 156).

این دو شیوة بافت با روشهای چینی از دورة اشکانی در شرق ایران رواج داشت و بتدریج به سوی غرب گسترش یافت . بافندگان ایرانی روش دو تار را به کار بردند، ولی چون به طرح بافت پودی عادت داشتند، روش چینیها را معکوس کردند و پارچه ای ترکیبی بافتند که طبق طرح یکی از پودها روی پارچه قرار می گرفت . این روش ترکیبی از اوایل دورة ساسانی در ایران رواج یافت و سپس به روم شرقی ، سیسیل ، ایتالیا و شمال اروپا راه یافت وبه نام پارچه های مرکب شهرت پیدا کرد (همانجا).

در دورة ساسانی روش دیگری در پارچه بافی رواج یافت که از دورة سلسلة هان (220 ق م ـ 220 میلادی ) در چین رایج بود. این روش در سدة دوم میلادی در آسیای مرکزی و در سدة سوم میلادی در شام رونق داشت و در این منطقه به نوعی بافت جناغی مبدل گردید، سپس از شام به ایران و از ایران به چین رفت . این بافت از دورة ساسانی تاکنون در ایران رایج بوده است (همانجا).

بافت پارچه های طرح دار با نقوش هندسی و گیاهی نیازمند دستگاههای بافندگی کارآمد است . کمبود منابع تصویری و نوشتاری امکان قضاوت دربارة کم وکیف دستگاههای بافندگی دورة اشکانی و ساسانی را دشوار می سازد. با اینهمه ، وجود پارچه هایی با طرحهای گیاهی ، جانوری و هندسی که از دورة ساسانی خاصه از پایان این دوره باقی مانده است ، وجود دستگاههای بافندگی تکامل یافته تری را نسبت به چین تأیید می کند ( رجوع کنید به پیگولوسکایا، ص 319ـ340).

در دورة اسلامی نیز دوک نخ ، چرخ نخ ریسی و دستگاه بافندگی مهمترین ابزارهای بافت بودند. مسکویه (320ـ421؛ ج 2، ص 230) احتمالاً به چرخ نخ ریسی در یکی از شهرهای عصر آل بویه اشاره دارد، که نشان دهندة کارآیی بالای این دستگاه است . این دستگاه در دورة اسلامی نیز با پیشرفتهای فنی همراه بود، از جمله تکامل رکابهای مخصوص بالا و پایین بردن متناوب تارها با حرکت پا، که تواناییهای بافنده را به مقدار زیاد افزایش می داد. در این دوره دستگاههای رکاب دار رواج یافت (حسن و هیل ، ص 246ـ247).

کیفیت نقش پارچه ها کمک ارزنده ای به شناخت دستگاههای بافندگی دورة اسلامی می کند. با دستگاه دو رکاب و دو تارکش می توان پارچه های ساده و راه راه و یا به عبارتی نقشهای هندسی بافت ، اما طرحهای تزیینی و بافت پارچه هایی با نقشهای جانوری و گیاهی و صحنه های شکار و غیره با دستگاههایی با رکابهای بیشتر امکان پذیر است . بافت چنین پارچه هایی نیاز به دستگاهی به نام «چله کش » دارد. مسلمانان این گونه دستگاههای نقش بندی را تکمیل کردند و در کارگاههای طرازبافی به کار گرفتند. مشخصات فنی و کیفی پارچه ها همواره موردتوجه محتسبان بود (همان ، ص 251). پارچه ها بعد از اتمام بافت ، پرداخت و سپس به معرض فروش گذاشته می شدند. پارچه های پشمی را زیرفشار قرار می دادند تا پر و ضخیم شوند و بعد پارچه را می شستند. پارچه های کتانی را می کوبیدند تا سطح آن بهبود یابد. پس از کوبیدن و شستن ، پارچه را در هوای آزاد می گستردند تا خشک شود. کار رنگبری پارچه های پشمی و کتانی را قصّار (شوینده ) انجام می داد. سرانجام پارچه ها را اطو و صاف می کردند (همان ، ص 252). در تولید انواع پارچه بیش از صد صنف فعالیت می کرد و حرفه های دیگری چون رنگبر، کوبنده ، رنگرز، نخ ریس نیز در کار تولید پارچه شرکت داشتند (همانجا).

3) ایران . پارچه بافی دورة اسلامی حاصل تمام تجارب فنی و صورتهای هنری و مصالح گردآوری شدة استادکاران ایران ، چین ، مصر، بین النهرین و سراسر دنیای یونانی ـ رومی و سبکهای جوامع دوره گرد و کوچ رو است . به دنبال وحدتی که مسلمانان در سراسر دنیای فتح شده به وجود آوردند، تمام فنون و تجارب هنری جوامع گذشته درهم آمیخت و هنری نو در پارچه بافی به وجود آمد که در هیچ زمانی ، چه قبل و چه بعد از آن ، دیده نشد و در هیچ کشوری نیز به اندازة ایران نبوغ و فعالیت مستمر، مایة پرورش انواع هنرهای سنتی نگردید.

ارسال نظر